در قسمتی از فرایند درمان به آیدا کمک کردیم تا بتواند اتفاقات ناگوار را درستتر تخمین بزند. بارها با او بر سر طرحواره درمانگر تخمین مبالغهآمیز خطر و اتفاقات ناگوار، چالش کردیم. او ضعفها و آسیبپذیریهای بیرون از خانه را بزرگ جلوه میداد. به تدریج یاد گرفت که خطرپذیری عاقلانه را در زندگی خود بپذیرد و از راهکار اطمینانطلبی از دوستان و شوهرش دست بردارد. در پی این اقدامات، زندگی زناشوییاش بهتر شد و از زندگی شخصیاش نیز رضایت بیشتری کسب کرد.
طنز تلخ تاریخ[1]: تکرار شرایط مشابه در دورههای مختلف زندگی
دیوید و آیدا در دو تلهی زندگی گرفتار شده بودند: «محرومیّت هیجانی، آسیبپذیری». در ادامهی کتاب به معرفی بیماران دیگری میپردازیم که در تلههای دیگری گرفتار شدهاند: اطاعت، بیاعتمادی / بدرفتاری، رهاشدگی، نقص / شرم، استحقاق، وابستگی، شکست، معیارهای سختگیرانه و طرد اجتماعی. با خواندن این فصلها احتمالاً متوجه میشوید که شما نیز گرفتار یک یا چند تا از این تلههای زندگی شدهاید.
ما تمایل داریم که دردها و رنجهای دوران کودکی را کماکان زنده نگه داریم. این مسأله یکی از بینشهای عمیق در رواندرمانیهای مبتنی بر روانتحلیلگری است. فروید به این پدیده، اجبار به تکرار میگفت. فرزند یک فرد میگسار با کسی ازدواج میکند که میگسار است. کودکی که در دوران کودکیاش با بدرفتاری اطرافیان رو به رو شده است با فردی بددهن، گستاخ و پرخاشگر ازدواج میکند یا این که خودش از دیگران سوء استفاده میکند. فردی که در دوران کودکیاش آزار جنسی را تجربه کرده است، در بزرگسالی ممکن است در دام روابط آشفته و بیهدف بیفتد. کودکی که تحت سلطهی دیگران بوده است، ممکن است در دوران بزرگسالی به شدّت دیگران را کنترل کند.
در قسمتی از فرایند درمان به آیدا کمک کردیم تا بتواند اتفاقات ناگوار را درستتر تخمین بزند. بارها با او بر سر طرحواره درمانگر تخمین مبالغهآمیز خطر و اتفاقات ناگوار، چالش کردیم. او ضعفها و آسیبپذیریهای بیرون از خانه را بزرگ جلوه میداد. به تدریج یاد گرفت که خطرپذیری عاقلانه را در زندگی خود بپذیرد و از راهکار اطمینانطلبی از دوستان و شوهرش دست بردارد. در پی این اقدامات، زندگی زناشوییاش بهتر شد و از زندگی شخصیاش نیز رضایت بیشتری کسب کرد.
طنز تلخ تاریخ[1]: تکرار شرایط مشابه در دورههای مختلف زندگی
دیوید و آیدا در دو تلهی زندگی گرفتار شده بودند: «محرومیّت هیجانی، آسیبپذیری». در ادامهی کتاب به معرفی بیماران دیگری میپردازیم که در تلههای دیگری گرفتار شدهاند: اطاعت، بیاعتمادی / بدرفتاری، رهاشدگی، نقص / شرم، استحقاق، وابستگی، شکست، معیارهای سختگیرانه و طرد اجتماعی. با خواندن این فصلها احتمالاً متوجه میشوید که شما نیز گرفتار یک یا چند تا از این تلههای زندگی شدهاید.
ما تمایل داریم که دردها و رنجهای دوران کودکی را کماکان زنده نگه داریم. این مسأله یکی از بینشهای عمیق در رواندرمانیهای مبتنی بر روانتحلیلگری است. فروید به این پدیده، اجبار به تکرار میگفت. فرزند یک فرد میگسار با کسی ازدواج میکند که میگسار است. کودکی که در دوران کودکیاش با بدرفتاری اطرافیان رو به رو شده است با فردی بددهن، گستاخ و پرخاشگر ازدواج میکند یا این که خودش از دیگران سوء استفاده میکند. فردی که در دوران کودکیاش آزار جنسی را تجربه کرده است، در بزرگسالی ممکن است در دام روابط آشفته و بیهدف بیفتد. کودکی که تحت سلطهی دیگران بوده است، ممکن است در دوران بزرگسالی به شدّت دیگران را کنترل کند.

مراجعین به طرحواره درمانگر