loading...

روانشناسی و طرحواره درمانگر

بازدید : 123
يکشنبه 8 تير 1399 زمان : 15:49

پرسشنامه‌ی تله‌ی زندگی رهاشدگی

هدف این پرسشنامه، سنجش تله‌ی زندگی رهاشدگی است. به سؤال‌های این پرسشنامه طرحواره درمانگر جواب بدهید. برای پاسخ‌گویی به سؤال‌ها به احساس خود مراجعه کنید یا این که فکر کنید آن سؤال در کل دوران زندگی‌تان چقدر درست است. اگر زندگی پرافت و خیزی داشته‌اید، سعی کنید برای پاسخ‌گویی به سؤال‌های این پرسشنامه، چند سال اخیر را مد نظر قرار دهید.

کلید نمره‌گذاری

۱. کاملاً غلط

۲. تقریباً غلط

۳. بیشتر درست است تا غلط

۴. اندکی درست

۵. تقریباً درست

۶. کاملاً درست

اگر در یکی از این سؤال‌ها، نمره‌ی ۵ یاد گرفتید، ممکن است این تله‌ی زندگی در ذهن شما شکل گرفته باشد، حتی اگر میانگین نمرات شما پایین باشد.

رتبه‌بندی

سؤال‌ها

کاملاً غلط

۱

تقریباً غلط

۲

بیشتر درست است تا غلط

۳

اندکی درست

۴

تقریباً درست

۵

کاملاً درست

۶

۱. شدیداً نگرانم که مبادا افرادی را که دوست دارم مرا ترک کنند یا بمیرند.

۲. به دیگران خیلی وابسته‌ام چون می‌ترسم مبادا مرا به حال خود بگذارند.

۳. احساس می‌کنم هیچ پایگاه حمایتی مطمئنی ندارم.

۴. عاشق کسانی می‌شوم که تعهدی در رابطه با من ندارند.

۵. هیچ کس خواهان رابطه‌ی پایدار با من نیست.

۶. وقتی احساس می‌کنم که افراد مهمّ زندگی‌ام از من دور می‌شوند، مأیوس می‌شوم.

۷. برخی اوقات از این که افراد مورد علاقه‌ام مرا ترک کنند چنان نگران می‌شوم که آنها را از خودم دور می‌کنم.

۸. افراد نزدیک من پیش‌بینی ناپذیرند. یک آنْ با من مهربان هستند و لحظه‌ای بعد مرا به حال خودم رها می‌کنند.

۹. من به شدّت به افراد وابسته می‌شوم.

بازدید : 218
شنبه 24 خرداد 1399 زمان : 13:27

ميانگين گيري

مفهوم ميانگين گيري از سيگنال كه در فصل 3 مطرح شده بود، براي ساير پاسخ هاي برانگيخته شنيداري و هم چنين براي پاسخ MMN صادق است. در مورد پاسخ MMN، نسبت سيگنال در واقع حاصل تقسيم اندازه دامنه MMN به مقدار نويز حين ارزيابي است. بياد بياوريد كه سطح نويز در ثبت پاسخ هاي برانگيخته، با مربع ريشه تعداد نمونه ها (تكرار محرك يا جاروها) نسبت عكس دارد. در اين وضعيت، فرض بر اين است كه MMN داراي يك قفل زماني بسيار محكم بين سيگنال و محرك است، در حالي كه نويز بدون تغيير، ساكن، و در طول جاروها يكسان است. در همان نتيجه گيري، فرض ديگر كه معمولا بدان توجه نمي شود آن است كه خود آمپلي فاير، منبع نويز اندازه گيري نيست. البته اين فرض را به ندرت مورد آزمون قرار مي دهند، و در صورت قیمت سمعک بررسي نيز احتمالا نتيجه آن به ندرت روا خواهد بود. يك رويكرد منطقي و متداول براي بهبود نسبت سيگنال به نويز يك پاسخ برانگيخته آن است كه تعداد دفعات تكرار محرك (جارو) را افزايش دهيم. ميانگين گرفتن سيگنال هاي بدست آمده از تعداد كافي محرك استاندارد - البته به شرط آنكه ISI نسبتا كوتاه باشد و تعداد دفعات ارائه محرك هاي استاندارد نيز ثابت باشد – مشكلي را بوجود نمي آورد. چالش اصلي آن است كه بخواهيم بدون افزايش بي حد زمان آزمون، به ميانگين گيري كافي از شكل موج هاي برانگيخته شده بپردازيم. در مورد پاسخ MMN نوعي تناسب اجتناب ناپذير بين انجام دفعات كافي ميانگين گيري از سيگنال، و عملي بودن زمان آزمون باليني وجود دارد. يك راهبرد خوب براي دستيابي به اين هدف، كاستن از فواصل بين محرك هاي انحرافي است تا تعداد بيشتري محرك ارائه شوند و در همان چارچوب زمان مشخص، تعداد دفعات ميانگين گيري بيشتر شود. متاسفانه همانطور كه پيش بيني مي شود، با افزايش نسبت تكرار ارائه محرك انحرافي (كاهش ISI) دامنه MMN كاهش مي يابد. اين وضعيت البته موجب كاهش نسبت سيگنال به نويز مي شود، در نتيجه به دور از مسئله صرفه جويي در وقت، مي بايست ميانگين گيري را همچنان ادامه داد و در واقع طول مدت آزمون بيشتر مي شود. در حالي كه ميانگين گيري در حال انجام است، موج نسبتا آرام MMN را مي توان از ميان EEG مستمر، از طريق نمونه گيري با نسبت تكرار تقريبا كند (مثل 40HZ يا 100HZ) استخراج نمود، البته معمولا براي تبديل آنالوگ به ديجيتال (با حداقل دقت 10 تا 12 بيت) از نسبت تكرار نمونه گيري سريع تر (مثل 1000HZ) استفاده مي شود. بالاخره، پس از اتمام مرحله جمع‌آوري اطلاعات مربوط به پاسخ MMN بصورت برخط و در زمان واقعي (online Rdal-Time) شكل موج هاي حاصل از هر كدام از خط هاي مرجع اصلاح شده (در مقايسه با دوره پيش تحريك) را با يك الگوريتم ويژه براي رد كردن خودكار آرتيفكت ها، پردازش مي شوند. نويزهاي خيلي كم فركانس حاصل از فعاليت هاي EEG، منجر به جابجايي يا افت شكل موج ميانگين گيري شده مي شود. اين نويز را مي توان با استفاده از تنظيم فيلتر بالاگذر، در همان حوزه فركانسي مثلا 0.01 to 0.2HZ حذف نمود. هم چنين قبل از آناليز پاسخ ها، تعداد جاروهاي باقيمانده را (پس از آنكه آرتيفكت ها را از آن خارج كرديم) از نظر آلودگي توسط آرتيفكت پلاك زدن باز هم اصلاح مي كنند، سپس شكل موج ها را بطور جداگانه براي هر دو محرك استاندارد و انحرافي ميانگين گيري مي كنند. بطور خلاصه، روش هاي متداول امروزي ميانگين گيري و پردازش سيگنال، نتوانسته اند نسبت SNR قابل قبولي را براي رديابي مطمئن و كاربرد باليني MMN در تشخيص افتراقي بيماري هاي موثر بر پردازش شنيداري، فراهم آورد.

بازدید : 175
سه شنبه 6 خرداد 1399 زمان : 14:27

افکار، عواطف و رفتارهای آلکس تحت سیطره‌ی تله‌ی زندگی نقص / شرم بودند. تله‌ی زندگی بر تجارب او سایه‌ی سنگینی انداخته بود. او در برابر این تله‌ی زندگی، تسلیم شده بود و هر زمان تله‌ی زندگی فعّال می‌شد، احساس‌های ناخوشایندی را تجربه می‌کرد. ما با انتخاب همسر و وارد شدن به موقعیت‌های خاصی، طرحواره درمانگر تله‌های زندگی‌مان را تقویت می‌کنیم.

آلکس همواره موقعیت‌ها را تحریف می‌کرد، یا دچار سوء تفاهم می‌شد، به نحوی که تله‌ی زندگی‌اش تقویت شود. نگاه او به موقعیت‌ها به‌گونه‌ای بود که فکر می‌کرد دیگران قصد حمله یا آسیب رساندن به او را دارند، حتی زمانی که شواهد، چنین استنباطی را تأیید نمی‌کرد. او در تفسیر حوادث سخت دچار سوگیری می‌شد، به نحوی که این سوگیری از یک سو باعث تداوم احساس بی‌ارزشی در خودش و نادیده‌انگاری جنبه‌های مثبت و از سوی دیگر باعث اغراق در جنبه‌های منفی می‌شد. از این نظر، فکرش خیلی منطقی نبود. وقتی تسلیم تله‌ی زندگی می‌شویم همواره از دیگران و حوادث برداشتی غلط در ذهن‌مان شکل می‌گیرد که همین برداشت و معنادهی غلط، آب به آسیاب تله‌ی زندگی‌مان می‌ریزد.

در اثر تجارب اولیه به تدریج برای تفسیر وقایع پیرامون، سبک و سیاق خاصی پیدا می‌کنیم و نقش‌های خاصی را در زندگی می‌پذیریم. اگر در خانواده، تجارب ناگواری را از سر گذرانده‌ایم (مثل بدرفتاری، غفلت، عیب‌جویی مداوم، سلطه‌گری، بددهنی، و فحاشی)، بنابر این در همین محیط بیشتر احساس راحتی می‌کنیم چون برای ما چنین محیطی، آشنا و پیش‌بینی‌پذیر است. اگرچه این حرف در نگاه اول اندکی تعجب‌برانگیز است، ولی واقعیت این است که بسیاری از افراد به دنبال بازآفرینی شرایطی هستند که شبیه به شرایط اوایل دوران کودکی‌شان باشد. ماهیت کُلّی سبک مقابله‌ای تسلیم به‌گونه‌ای است که زندگی‌تان را طوری پیش می‌برید که دایم الگوهای دوران کودکی خود را تکرار می‌کنید.

بازدید : 186
پنجشنبه 1 خرداد 1399 زمان : 13:42

نقش تله‌های زندگی در تجارب ما انکارناپذیر است و فعالانه تجارب ما را شکل می‌دهند. تله‌های زندگی به شیوه‌های آشکار و ناآشکار (ظریف) بر شیوه‌ی تفکّر، احساس و رفتار ما تأثیر می‌گذارند، افراد با استفاده از شیوه‌های مختلفی با تله‌های زندگی مقابله می‌کنند. این مسأله تعیین کننده‌ی این پدیده است که کودکانی که در محیط یکسان رشد کرده‌اند، تفاوت‌های زیادی دارند. برای مثال دو کودک را در نظر بگیرید که والدین‌شان با آنها بدرفتاری کرده‌اند. آنها ممکن است واکنش‌های متفاوتی نشان بدهند. یکی از آنها ممکن است قربانی شرایط شود و طرحواره درمانگر فردی منفعل و بی‌اراده بار بیاید و همین سبک و سیاق را در کُل زندگی‌اش ادامه دهد. دیگری ممکن است بی‌پروا و سرکش شود و حتی ممکن است خیلی زود خانه را ترک کند و به فرار از خانه روی آورد.

بخشی از این واکنش‌پذیری متفاوت به خلق و خوهای متفاوت و فطری برمی‌گردد. این گرایشی ذاتی در ما وجود دارد که فعّال، سرزنده و بشّاش باشیم یا کمرو و خجالتی، خلق و خوی ما باعث سوق دادن ما به سمت و سوی خاصی می‌شود. بخش دیگری از این واکنش‌پذیری متفاوت به الگوسازی ما از والدین‌مان برمی‌گردد. به دلیل این که افراد بددهن و بدرفتار اغلب با افراد مظلوم و گوش به فرمان ازدواج می‌کنند، فرزندان‌شان می‌توانند از هر دوی این والدین سرمشق‌گیری کنند. کودک می‌تواند نقش والد بدرفتار یا نقش والد مظلوم را بازی کند.

سه سبک مقابله‌ای با تله‌های زندگی: تسلیم، فرار و حمله

اگر موافق باشید برای درک بهتر تفاوت‌پذیری افراد در مقابل تله‌های زندگی، سه نفر را که دچار تله‌ی زندگی نقص / شرم شده‌اند به عنوان مثال ذکر کنیم: آلکس، برنارد و ویلیام. هر سه نفر احساس می‌کنند ارزشی ندارند و هیچ کس دوست‌شان ندارد. اما این سه نفر برای کنار آمدن با احساس نقص / شرم به سه شیوه‌ی متفاوت روی آورده‌اند. ما این سبک‌های مقابله‌ای را تسلیم، فرار و حمله نام‌گذاری کرده‌ایم.

آلکس: او دست‌های خود را در برابر احساس بی‌ارزشی‌اش با علامت تسلیم بالا برده بود.

بازدید : 160
سه شنبه 30 ارديبهشت 1399 زمان : 12:20

تحت فشار(تمایل به تیپ دو متوسط)

افراد تیپ چهار (فردگرا) از طریق کناره گیری از مردم و امتناع از دادن محبت و توجه خود،سعی می کنند از احساسات اینیاگرام جریحه دار شده ی خود دفاع کنند. هر چند، انها ممکن است تا حدودی متوجه باشند که قلیان هیجانی و گوشه گیری ،آنها را به کناره گیری از حامیان خود سوق می دهد در این حالت آن ها روش خود را برای بازسازی روابط شان تغییر می دهند و به خود قوت قلب می دهند که هنوز روابط شان مستحکم و پابرجاست؛اما به دلیل این که آنها بدون استرس واکنش نشان می دهند،ممکن است با تلاش برای جلب حمایت یرگان از طریق محبت کردن با بدبینانه تر این که با به بازی گرفتن دیگران،و ایجاد وابستگی ها و نشان دادن تمام ویژگی هایی که افراد متوسط متمایل به ناسالم تیپ دو دارند،دست به جبران مفرط بزنند.برای انجام آن این دسته افراد درباره ی نحوه ی ارتباط با دیگران صحبت می کنند و سعی دارند خود رابیشتر محتاج سازند.جلب نظر ،کمک و یادآوری حمایت خود از دیگران ،بخشی از تصویر ذهنی ایناگرام آنان است.افراد تیپ چهار ناآرام و مشکل ساز ،همانند افراد تیپ دو با عملکرد پایین،نسبت به افراد مورد علاقه ی خود احساس تملک می کنند و نمی خواهند که برای مدت طولانی از دیدشان دور باشند. به عبارتی حوصله ی نه شنیدن و چشم پوشی از آنها را ندارند.

امنیت (تمایل به تیپ یک متوسط)

افراد تیپ چهار در رابطه با نزدیکان قابل اعتماد یا در موقعیت هایی که نسبت به خودشان احساس اطمینان می کند ممکن است اناگرام د به دریا زده و به راحتی بیشتری ازدیگران انتقاد و یا آنها را کنترل کنند. احساس ناکامی در مورد دیگران و سرخوزدگی از این که چرا دیگران( به خصوص در رابطه با خودشان) این گونه برخورد می کنند ،در نهایت منجر به از دست دادن کنترل می شود. این دسته افراد می توانند خرده گیر و بی حوصله شوند. آنها از دیگران تقاضا می کنند که ملاک های دقیق و کامل آنهارا بپذیرند و به طور دائم خاطرنشان می کنند که دیگران چه اشتباهی مرتکب می شوند. در این حالت ،هیچ چیز درباره افراد دیگر (کسانی که سال ها مورد نظر یا مطولب و ناجی آنها بوده اند) ، آنها را راضی نکرده و یا در آنها شوق و امید ایجاد مزاحمت کند و به نظر می رسد نمی توانند از خطای دیگران چشک پوشی کند.با این توصیف ،ممکن است با کار و تلاش افراطی ، به هم ریختگی ناشی از هیجانهای مبهم خود را جبران کنن؛چون احساس انیاگرام می کنند«اگر همیشه در حال کار و پیشرفت نباشند،تنبل و بی خاصیت خواهند بود»

بازدید : 142
سه شنبه 30 ارديبهشت 1399 زمان : 10:58

این تله‌ی زندگی ناشی از افراط در ارضای نیازهاست. به عبارتی فرد در زندگی‌اش هیچ گونه محدودیتی را تجربه نکرده است. آنهایی که طرحواره درمانگر در این تله‌ی زندگی گرفتار شده‌اند احساس می‌کنند افراد ویژه و منحصر به فردی هستند. آنها خودشان را «همه کارتوان» و «همه چیزدان» می‌دانند و اصرار دارند که خیلی زود به خواسته‌هایشان دست یابند. آنها پای‌بند به اصل احترام متقابل نیستند و در پی ارضای خواسته‌های خود هستند، بدون این که توجه کنند این خواسته‌ها برای دیگران چقدر گران و سنگین تمام می‌شود. افرادی بی‌صبر، ناشکیبا، بی‌انضباط و ناخویشتن‌دار هستند.

کسانی که در دام این تله‌ی زندگی افتاده‌اند در دوران کودکی، لوس و نازپرورده بار آمده‌اند. دیگران آنها را وادار به خویشتن‌داری و محدودیت‌پذیری نکرده‌اند و مثل سایر بچه‌ها مجبور به پذیرش قید و بندها نشده‌اند. در دوران بزرگسالی نیز هر وقت به خواسته‌های خود نمی‌رسند، سخت عصبانی می‌شوند.

حال که به شناختی نسبی از تله‌های زندگی دست یافتید، در فصل بعد به طرح این مسأله می‌پردازیم که این طرح‌واره‌ها چگونه شکل می‌گیرند.

درک تله‌های زندگی

تله‌های زندگی سه ویژگی‌ دارند که می‌توانیم با این سه ویژگی، آنها را بشناسیم.

شناسایی تله‌های زندگی

۱. تله‌های زندگی، الگوها یا درون‌مایه‌های دیرپای زندگی هستند.

۲. تله‌های زندگی، خودآسیب‌رسان هستند.

۳. تله‌های زندگی، برای بقای خودشان می‌جنگند.

همان طور که در فصل اول گفتیم تله‌ی زندگی، الگو یا مضمونی است که در دوران کودکی شکل گرفته است و خودش را در طول زندگی به فرد تحمیل می‌کند. منظور از الگوها یا مضمون‌ها، همان تله‌های زندگی است که در فصل قبل به طور اجمالی به معرفی آنها پرداختیم. اگر در دام تله‌ی زندگی افتاده باشید، ارمغان شما در دوران بزرگسالی، بازآفرینی شرایط دوران کودکی است، همان شرایطی که برای شما آسیب‌زا و مشکل‌آفرین بوده است.

بازدید : 179
شنبه 27 ارديبهشت 1399 زمان : 15:54

در قسمتی از فرایند درمان به آیدا کمک کردیم تا بتواند اتفاقات ناگوار را درست‌تر تخمین بزند. بارها با او بر سر طرحواره درمانگر تخمین مبالغه‌آمیز خطر و اتفاقات ناگوار، چالش کردیم. او ضعف‌ها و آسیب‌پذیری‌های بیرون از خانه را بزرگ جلوه می‌داد. به تدریج یاد گرفت که خطرپذیری عاقلانه را در زندگی خود بپذیرد و از راهکار اطمینان‌طلبی از دوستان و شوهرش دست بردارد. در پی این اقدامات، زندگی زناشویی‌اش بهتر شد و از زندگی شخصی‌اش نیز رضایت بیشتری کسب کرد.

طنز تلخ تاریخ[1]: تکرار شرایط مشابه در دوره‌های مختلف زندگی

دیوید و آیدا در دو تله‌ی زندگی گرفتار شده بودند: «محرومیّت هیجانی، آسیب‌پذیری». در ادامه‌ی کتاب به معرفی بیماران دیگری می‌پردازیم که در تله‌های دیگری گرفتار شده‌اند: اطاعت، بی‌اعتمادی / بدرفتاری، رهاشدگی، نقص / شرم، استحقاق، وابستگی، شکست، معیارهای سخت‌گیرانه و طرد اجتماعی. با خواندن این فصل‌ها احتمالاً متوجه می‌شوید که شما نیز گرفتار یک یا چند تا از این تله‌های زندگی شده‌اید.

ما تمایل داریم که درد‌ها و رنج‌های دوران کودکی را کماکان زنده نگه داریم. این مسأله یکی از بینش‌های عمیق در روان‌درمانی‌های مبتنی بر روان‌تحلیل‌گری است. فروید به این پدیده، اجبار به تکرار می‌گفت. فرزند یک فرد میگسار با کسی ازدواج می‌کند که میگسار است. کودکی که در دوران کودکی‌اش با بدرفتاری اطرافیان رو به رو شده است با فردی بددهن، گستاخ و پرخاشگر ازدواج می‌کند یا این که خودش از دیگران سوء استفاده می‌کند. فردی که در دوران کودکی‌اش آزار جنسی را تجربه کرده است، در بزرگسالی ممکن است در دام روابط آشفته و بی‌هدف بیفتد. کودکی که تحت سلطه‌ی دیگران بوده است، ممکن است در دوران بزرگسالی به شدّت دیگران را کنترل کند.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 7
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 5
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 6
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 17
  • بازدید ماه : 241
  • بازدید سال : 2119
  • بازدید کلی : 2119
  • <
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی