این تلهی زندگی ناشی از افراط در ارضای نیازهاست. به عبارتی فرد در زندگیاش هیچ گونه محدودیتی را تجربه نکرده است. آنهایی که طرحواره درمانگر در این تلهی زندگی گرفتار شدهاند احساس میکنند افراد ویژه و منحصر به فردی هستند. آنها خودشان را «همه کارتوان» و «همه چیزدان» میدانند و اصرار دارند که خیلی زود به خواستههایشان دست یابند. آنها پایبند به اصل احترام متقابل نیستند و در پی ارضای خواستههای خود هستند، بدون این که توجه کنند این خواستهها برای دیگران چقدر گران و سنگین تمام میشود. افرادی بیصبر، ناشکیبا، بیانضباط و ناخویشتندار هستند.
کسانی که در دام این تلهی زندگی افتادهاند در دوران کودکی، لوس و نازپرورده بار آمدهاند. دیگران آنها را وادار به خویشتنداری و محدودیتپذیری نکردهاند و مثل سایر بچهها مجبور به پذیرش قید و بندها نشدهاند. در دوران بزرگسالی نیز هر وقت به خواستههای خود نمیرسند، سخت عصبانی میشوند.
حال که به شناختی نسبی از تلههای زندگی دست یافتید، در فصل بعد به طرح این مسأله میپردازیم که این طرحوارهها چگونه شکل میگیرند.
درک تلههای زندگی
تلههای زندگی سه ویژگی دارند که میتوانیم با این سه ویژگی، آنها را بشناسیم.
|
شناسایی تلههای زندگی ۱. تلههای زندگی، الگوها یا درونمایههای دیرپای زندگی هستند. ۲. تلههای زندگی، خودآسیبرسان هستند. ۳. تلههای زندگی، برای بقای خودشان میجنگند. |
همان طور که در فصل اول گفتیم تلهی زندگی، الگو یا مضمونی است که در دوران کودکی شکل گرفته است و خودش را در طول زندگی به فرد تحمیل میکند. منظور از الگوها یا مضمونها، همان تلههای زندگی است که در فصل قبل به طور اجمالی به معرفی آنها پرداختیم. اگر در دام تلهی زندگی افتاده باشید، ارمغان شما در دوران بزرگسالی، بازآفرینی شرایط دوران کودکی است، همان شرایطی که برای شما آسیبزا و مشکلآفرین بوده است.
این تلهی زندگی ناشی از افراط در ارضای نیازهاست. به عبارتی فرد در زندگیاش هیچ گونه محدودیتی را تجربه نکرده است. آنهایی که طرحواره درمانگر در این تلهی زندگی گرفتار شدهاند احساس میکنند افراد ویژه و منحصر به فردی هستند. آنها خودشان را «همه کارتوان» و «همه چیزدان» میدانند و اصرار دارند که خیلی زود به خواستههایشان دست یابند. آنها پایبند به اصل احترام متقابل نیستند و در پی ارضای خواستههای خود هستند، بدون این که توجه کنند این خواستهها برای دیگران چقدر گران و سنگین تمام میشود. افرادی بیصبر، ناشکیبا، بیانضباط و ناخویشتندار هستند.
کسانی که در دام این تلهی زندگی افتادهاند در دوران کودکی، لوس و نازپرورده بار آمدهاند. دیگران آنها را وادار به خویشتنداری و محدودیتپذیری نکردهاند و مثل سایر بچهها مجبور به پذیرش قید و بندها نشدهاند. در دوران بزرگسالی نیز هر وقت به خواستههای خود نمیرسند، سخت عصبانی میشوند.
حال که به شناختی نسبی از تلههای زندگی دست یافتید، در فصل بعد به طرح این مسأله میپردازیم که این طرحوارهها چگونه شکل میگیرند.
درک تلههای زندگی
تلههای زندگی سه ویژگی دارند که میتوانیم با این سه ویژگی، آنها را بشناسیم.
|
شناسایی تلههای زندگی ۱. تلههای زندگی، الگوها یا درونمایههای دیرپای زندگی هستند. ۲. تلههای زندگی، خودآسیبرسان هستند. ۳. تلههای زندگی، برای بقای خودشان میجنگند. |
همان طور که در فصل اول گفتیم تلهی زندگی، الگو یا مضمونی است که در دوران کودکی شکل گرفته است و خودش را در طول زندگی به فرد تحمیل میکند. منظور از الگوها یا مضمونها، همان تلههای زندگی است که در فصل قبل به طور اجمالی به معرفی آنها پرداختیم. اگر در دام تلهی زندگی افتاده باشید، ارمغان شما در دوران بزرگسالی، بازآفرینی شرایط دوران کودکی است، همان شرایطی که برای شما آسیبزا و مشکلآفرین بوده است.

مراجعین به طرحواره درمانگر